« Home | صورتك دات كام شد » | توقيف ها شروع شد » | خسته ام و سخت احساس تنهايي مي‌كنم. اي كاش كسي بود ... » | اين هم از انتخابات » | ما فقط خودمان را مي بينيم » | راي من روزنه‌اي كوچك به سوي دموكراسي » | می گیریم ، می گیریم ! حق مان را مي گيريم » | به نقض حقوق زنان اعتراض مي كنيم » | بمب گوگلي براي گنجي » | گنجي را از ياد نبريم »

اينجا زندان است. بند زنان زندان اوين

اين هم گزارش من و سولماز شريف است از بند زنان زندان اوين در روزنامه اعتماد ملي
جايي شبيه خودش
زني كه فرستاده رئيس زندان بود مي دويد و من و افسر نگهبان با قدم هاي تند پشت سرش بوديم. وارد كه شدم اول يك سالن كوچك مربع شكل بود با ميزي براي مسئول بند در گوشه‌اش و درست روبروي ميز راهرويي باريك كه در يك طرفش سلول‌هاي زندان بود. زندان زنان.
خود زنداني ها مي‌گويند اين بند را كمتركسي ديده است. خبرنگاران و مسئولان را معمولا به ديدن بندي مي برند كه تازه بازسازي شده و مخصوص محكومين مالي و زنداني هايي كه در كارگاه ها و كلاس‌هاي فرهنگي شركت مي كنند است.
من هم از سر اتفاق به آنجا رفتم.در انتهاي بازديد از بند زنان زندان اوين، مدير بند با افتخار از تحولات ايجاد شده مي‌گفت و البته تاكيد داشت كه بندهاي قبلي هم آنقدر فرق نمي كنند و فقط "در" دارند و من كه مي‌خواستم آن روي ديگر اوين را هم بيبينم اصرار به ديدن سالن‌هاي بازسازي نشده و به قول معروف "در دار" داشتم و بالاخره در برابر اصرار من و اينكه فقط مي‌خواهم تغييرات را درك كنم، مدير داخلي اوين و مدير بند زنان اجازه دادند، بروم و زود برگردم. مدير بند زنان تاكيد كرد كه خيلي دير شده و ديگر وقتي براي حرف زدن با زنداني‌ها نيست و من قول دادم كه زود برگردم.
بعد از چند دقيقه‌اي كه او در گوش افسر نگهبان زندان چيزهايي گفت، من به همراه افسر نگهبان ديگر، پشت سر مامور مدير كه دوان دوان مي‌رفت راهي شدم و يك دقيقه بعد از ورود او پس از گذشتن از راهروهاي پيچ در پيچ اوين، داخل بند به قول خودم "در دار" شدم.
بندي كه آماده بازديد نبود، زندانيانش چادر سركرده جلوي تخت هايشان ننشسته بودند،دود سيگارهمه بند را در مه غليظي فرو برده بود و راهرو كوچك و سلول‌هايش پر از زناني بود كه جرم بيشتران مواد و منكرات بود.
بندي كه ديوارهايش رنگ نشده بود. شلوغ بود و پر از همهمه‌اي كه ترسناك مي‌نمود.پنجره‌هايش انگار كوچك‌تر بودند، سلول‌هايش درهاي آهني داشت و زندانيانش به آرامي و مطيعي سالن قبلي نبودند.
وقتي از شلوغي آنجا براي "عباسعلي خامي‌زداه" رئيس زندان اوين گفتم،او تاكيد داشت، كه آن بند ازنظر جمعيت و مساحت كاملا هم اندازه همان بندهاي بازسازي شده است. اما براي من كه كمتر از 5 دقيقه آن بند را ديدم، فضاي آنجا كاملا متفاوت با سالن بازسازي شده بود. فضا آنقدر سنگين بود كه من جلوي همان سلول اول ميخكوب شده بودم و پايم جلو نمي‌رفت و وقتي افسر نگهبان زندان دستم را گرفت و گفت:" بيا برويم، از دود سيگارشان خفه مي شويم." هيچ نگفتم و ازبند خارج شدم.
آن جا شبيه همان زنداني بود كه هميشه وصفش را شنيده بودم.
مهوش شيخ‌الاسلامي، كارگرداني كه در جريان ساخت دو فيلم مربوط به زنان زنداني رابطه صميمانه‌اي با آنها داشته از قول آنها مي‌گويد:"بندي كه بازديد‌ها معمولا از آنجا است با بندي كه محكومين به سرقت و قتل و مسائل ناموسي را دارد از زمين تا آسمان فرق دارد.بند خلافكاران بسيار شلوغ و كثيف است و زندانيان ياغي براي ساير زنداني‌ها مشكلات زيادي درست مي‌كنند.در آن بند زنداني‌ها داراي مشكلات روحي و رواني وحشتناكي هستند و روزانه چند قرص مصرف مي‌كنند كودكانشان با آنها در سلول‌ها هستند ومواد مخدر به وفور در بين‌‌شان رد و بدل مي‌شود."
در بخش سانسور شده فيلم"ماده 61" ساخته مهوش شيخ‌الاسلامي نيز زني مي‌گويد: "زن‌هاي درشت هيكل با تيپ‌هاي مردانه در سلول‌ها هستند كه دو يا سه زن دارند. اين زن‌ها با تيغ مي‌آيند بالاي سر طعمه‌هايشان و آنها را تهديد به تيغ زدن مي‌كنند تا همراهشان بيايند و تن به خواسته‌هايشان بدهند."

سلول‌هايي كه در ندارند
اين البته همه بند زنان زندان اوين نبود.در چند ساعتي كه مهمان اوين بوديم، رئيس زندان اوين پس از آن كه بخش هاي مختلف اوين از بيمارستان مجهز 4 طبقه و هنرستان و كلاس‌هاي آرايشگري و قالي‌بافي و كامپيوتر و كتابخانه و مهدكودك زندان را نشان‌مان داد، ما را به سالني راهنمايي كرد كه در سلول‌هاي بدون درش هيچ زنداني نبود. سالني كه تعميراتش تازه به پايان رسيده و يكي از دو سالن بازسازي شده بند زنان اوين است.
در اين سالن و سالن كناري‌اش كه 110 زنداني زن را خود جاي داده است، هر سلول 21 تا30 تخت دارد، همه سلولها اوپن است،درهاي آهني برداشته شده‌اند و جايشان را سردرهاي هلالي شكل گچبري شده‌اي گرفته اند.
رنگ سلول‌ها آبي كمرنگ بود و‌ ديوارهاي راهرو‌ها كرم روشن.نيمه پائين ديوارهاي موزاييك شده بود‌ . كف راهروها سراميك و كف سلول‌ها موكت طوسي بود كه بعضي سلول‌ها قاليچه‌اي هم روي آن انداخته بودند.هر تخت يك پتو داشت و ملحفه هايي نو از پارچه‌هايي گلدار كه چين‌هايش از گوشه تخت آويزان بود. هر سلول يك تلويزيون داشت و هر چند سلول يك يخچال. دستشويي‌ها و حمام هم تميز و مجهز بودند با كف‌هاي سراميك شده و همه اينها يعني اينكه فضاي زندان تغيير كرده و حداقل در اوين آن سلولهاي تنگ و تاريك و نمور جاي خود را به اين سيستمي كه از بسياري از خوابگاه‌هاي دانشجويي هم تميزتر و مجهزتر است داده‌اند.
بند زنان اوين مجموعا شش سالن دارد با ظرفيت 660 زنداني كه در حال حاضر فقط 320 نفر در آن محبوس هستند. به گفته مسئولان زندان، در حال حاضر دو سالن در حال بازسازي است. دو سالن بازسازي شده و به شكل اپن درآمده كه يكي هنوز خالي است و ديگري 110 زنداني را در خود جاي داده و دو سالن ديگر هريك با 110 زنداني، هنوز به سبك قديم‌اند. با همان تصوري كه ما از زندان داريم. چيزي شبيه همان كه برايمان گفته‌اند و در فيلم زندان زنان ديده‌ايم.
اين سالن را وقتي كه رئيس زندان اوين اتمام بازديد را اعلام كرد و گفت: "فكر مي‌كنم همين قدر براي اينكه واقعيت را بفهميد كافي است." ديدم. رئيس به همراه همكارم به بخش اداري زندان رفت و من براي ديدن كبري رحمان‌پور،(عروسي كه در يك شرايط سخت مادرشوهرش را كشته است و فعالان زن اعتقاد دارند بايد شرايط او تخفيف مجازاتش در نظر گرفته شود.) در بند زنان ماندم.

تبعيض جنسيتي همه جا هست، حتي در زندان
در پرس و جويي كه از زندانيان آزاد شده داشتيم،بازرسي‌هاي بدني در بدو ورود به زندان از اصلي‌ترين گلايه‌هاي زندانيان زن است. چنانكه محبوبه عباسقلي زاده، فعال حوزه زنان كه سال گذشته چند ماهي را در اوين بوده است، مي‌گويد:"مردان نيز مراحل بازرسي دارند اما اين صدمه‌اي به جسم آنها وارد نمي‌كند، اما بازرسي غير بهداشتي و غير اصولي و معاينات غير فني زنان بدون در نظر گرفتن شرايط فيزيكي آنان باعث ايجاد مشكلات رحمي فراوان شده است و البته اين مورد جدا از مساله عدم رعايت بهداشت در سلول‌ها و بند است."
وقتي با ماماي درمانگاه اوين گلايه زنداني‌ها از اين موضوع را درميان مي‌گذاريم، مي‌گويد: "باور كنيد ما همه اصول بهداشتي را رعايت مي‌كنيم وهر بار پس از معاينه "اسپكولوم" (دستگاه معاينه رحم) را ضدعفوني مي‌كنيم و اخيرا هم براي اينكه اين ضدعفوني براي زنداني‌ها قبل درك نبود و فكر مي‌كردند با دستگاهي كه قبلا استفاده شده، معاينه مي‌شوند از اسپكولوم يكبار مصرف استفاده مي‌كنيم." وقتي مي‌گوييم منظورمان معاينات در بدو ورود است، مي‌نشيند و همدلانه برايمان توضيح مي‌دهد: "در بدو دستگيري كه قرار است زنداني به زندان ارجاع داده شود، نيروهاي حراستي موظف هستند آنها را بازرسي كنند. مواردي بوده كه زنان بزهكار مواد مخدر را در رحم خود جاسازي كرده بودند به خاطر همين بازرسي بدني كامل و دقيق انجام مي‌شود واز آنجا كه نيروهاي حراستي از اصول فني و بهداشتي مطلع نبودند، مواردي پيش آمده بود."
خانم دكتر با اشاره به شكايت زنان زنداني از اين كه بعضا در هنگام بازرسي، ماموران دستكش‌هايشان را عوض نمي‌كنند، گفت:"بخش مامايي كلاس‌هاي آموزشي را براي يادآوري اصول بهداشتي بازرسي‌هاي بدني براي حراستي‌ها ترتيب داده است، اما به هر حال هيچ زني از اين بازرسي‌ها خوشش نمي‌آيد و از سوي ديگر ذهنيت بد زنداني به مجموعه باعث مي شود،همه چيز را با نگاه آلوده و عدم اطمينان ببيند."
مي‌پرسم نمي‌شود كسي از بهداري اين بازرسي‌ها را انجام دهد تا زنان كمتر اذيت شوند؟ مي‌گويد:"ما اين پيشنهاد را داده‌ايم.ولي هنوز توجهي نشده، از طرف ديگر براي كاركنان بهداري هم بودن در محيط بازرسي و در كنار حراستي‌ها سخت است."
ماماي زندان اوين بيماري‌هاي زنانگي و به خصوص بيماري‌هاي عفوني را عمده‌ترين مشكل بهداشتي زنان زنداني مي‌داند و مي‌گويد:" بيشتر اين‌ها مشكلات منكراتي داشته‌اند و طبيعي است كه دچار انواع عفونت‌ها باشند."
وقتي هم درباره چگونگي توزيع لباس زير و نوار بهداشتي بين زندانيان سوال مي‌كنم ومي‌گويم يكي از شكايت‌ها از كمبود اين‌ها است، مرا به ماموران داخل بند ارجاع مي‌دهد.


اعتياد+جرم منكراتي=ايدز
مسئولان اوين مي‌گويند بيشترين جرائم زنان زنداني ارتباط نامشروع و مواد مخدر است.براي همين است كه در درمانگاه اوين يك كلينيك مثلثي راه‌اندازي شده، كلينيكي كه معتادان در بدو ورود در آنجا سم زدايي مي‌شوند و براي تزريقي‌ها داروي جايگزين تزريق مي كنند.
مي پرسم سرنگ هم به زندان‌هاي معتاد مي‌دهيد؟ جواب منفي است. دوباره مي‌پرسم پس معتاد‌ها در بند با چه تزريق مي‌كنند؟ رئيس زندان مي‌گويد: " گفتم كه اينجا تركشان مي‌دهيم، زندان است خانم نمي‌شود كه سرنگ بهشان بدهيم." و هيچ پاسخي به اين سوال كه ترك اعتياد پروسه دارد و يك روزه ممكن نيست داده نمي شود. اين در حالي است كه بر اساس پژوهشي که مرکز آموزش و پرورش سازمان زندان ها انجام داده است، 75 درصد از افرادي که مورد مصاحبه قرارگرفته اند و يا به سوالات پاسخ داده اند وجود مصرف مواد در بند مواد زندان‌هاي زنان را تاييد کردند .
داده‌هاي همين پژوهش نشان مي‌دهد: حدود 13 درصد تخمين زده اند موادمخدر تزريق مي‌شود، آنها شايع ترين ماده تزريقي را ترياک مي‌دانند و بيشتر از سرنگ مستعمل استفاده مي کنند تا پمپ دست ساز . قيمت سرنگ حدود 500 تومان تخمين زده شده که از بهداري سرقت مي‌شود و تا زماني‌که بتوان از آن استفاده کرد، به طور مشترک تزريق انجام مي‌شود . از وسايل تميز کننده هم براي محل تزريق و سرنگ استفاده نمي شود.
بالا بودن جرائم منكراتي و اعتياد و در دسترس نبودن سرنگ بهداشتي و رواج الگوي تزريق در بين زنان اوين اولين چيزي را كه به ذهنم متبادر مي‌كند "ايدز" است. از مسئول بهداري درباره ايدز مي‌پرسم، جواب مي‌دهد: در حال حاضر هيچ بيمار مبتلا به ايدزي در بند زنان زندان اوين وجود ندارد و فقط 4 نفر HIV مثبت دارند.
_آزمايش تشخيص HIV مثبت از زندانيان گرفته مي‌شود؟
_ آزمايش ايدز يكي از آزمايش‌هايي است كه در صورت تمايل زندانيان در بدو ورود از آنها گرفته مي‌شود و البته هيچ اجباري در اين زمينه وجود ندارد.
_اگر زنداني مبتلا به HIV مثبت بيماري‌اش را پنهان كند، چه؟
_ به زندانيان راه‌هاي پيشگيري از ابتلا به ايدز آموزش داده مي‌شود و آنها به دادن آزمايش تشويق مي‌شوند. ولي ما بيشتر از اين نمي‌توانيم كاري بكنيم. آزمايش اجباري بر اساس دستور سازمان جهاني بهداشت ممنوع است.
بند زنان، فقط در اوين نيست
با همه اينها آنچه ما ديديم، فقط برشي از زندان اوين، مشهورترين و مجهزترين زندان كشور است و اين تبعيض جنسيتي چنانچه خبرنگاران روايت كرده اند، در بند زنان زندان‌هاي شهرستان‌ها نمود بيشتري دارد.
فريده غائب خبرنگار سايت كانون زنان ايراني، در بازديدي كه از زندان سنندج داشته آنجا را اينگونه توصيف مي‌كند:"يك سالن بزرگ، تيره و تاريك 50 متري، با ده تخت سه طبقه که روي هم 30 جاي خواب را تشكيل مي دهد، ديوارهاي سالن بلند و به رنگ سبز تيره است. هيچ پنجره اي ندارد جز يك نورگير كوچك شايد يك متر در يك متر كه در وسط سقف تاريك سالن خود نمايي مي‌كند.در كنار سالن بزرگ بند زنان اتاقي شايد 12 متري به جوانان اختصاص دارد. روي درش با حروف چاپي بزرگ نوشته شده" بند جوانان" و چهار- پنج دختر 13تا 18 ساله در اين اتاق نگهداري مي شوند و سعي مي شود با بزرگسالان مراوده اي نداشته باشند."
به نوشته او:"تبعيض در زندان سنندج به شديدترين وجه ديده مي‌شد. رئيس زندان در امكانات و شرايط بين زندانيان مرد و زن به شدت تبعيض قائل مي‌شد. زندانيان زن حتي حق اصلاح هم نداشتند. زنداني بود كه مثلا پنج شش سال در زندان بود و حتي حق نداشت صورتش را تميز كند و يك حالت بسيار افسرده داشتند. از جمله ديگر تفاوت ها زندانيان زن حق پروژه نداشتند. پروژه به اين صورت بود كه زنداني بتواند بعد از مدتي در خارج از زندان كار كند و بتواند خانواده اش را هم ببيند كه اين براي مردان بود. چيزهايي مانند كارگاه، سوادآموزي و غيره كه گفته مي شد، همه به صورت فرماليته بود. . فضاي سبز مطلقا در اين زندان نبود. يك حياط سيماني 50 متري داشت، هيچ درخت و سبزه اي نبود و تنها يك گوشه سيمان كنده شده بود و يك خانم زنداني زماني در آن يك پرتقال كاشته بود ويك بوته كوچك درآمده بود كه زندانيان چقدر اين بوته را دوست داشتند."
ترانه بني‌يعقوب، خبرنگار همان سايت نيز كه به تازگي از بند زنان زندان گلستان ديدن كرده است، از تفاوت بين هواخوري مردان و زنان گله دارد:"زنان زنداني به دليل حضور مردان هرگز اجازه حضور در حياط وسيع زندان را ندارد. آنها در بند ويژه خود محوطه كوچكي براي هوا خوري در اختيار دارند. محوطه اي كوچك و موزاييك شده بدون كوچكترين گل و گياه."
در مشهد نيز چنانكه خبرگزاري ايسنا نوشته است: "دختران بزهكار زير 18 سال همگي در يك اتاق و در بندي از زندان زنان مشهد نگهداري مي‌شوند و با وجود اين كه كانون اصلاح و تربيت مجهزي براي پسران بزهكار زير 18 سال و آن هم به صورت طبقه بندي‌شده براي رده‌هاي سني مختلف وجود دارد، چنين مكاني براي دختران بزهكار وجود ندارد." (ايسنا27/8/84)
به خدا قسم اين ادعا ها صحت ندارد
وقتي با "سهراب سليماني"رئيس محل اداره زندان‌هاي استان تهران،از تبعيضاتي گفتيم كه در زندان هم زنان به خاطر جنسيت‌شان بايد تحمل كنند، سليماني گفت:"به خدا قسم اين‌طور نيست خانم. مطلقا اين ادعاها صحت ندارد. شما مي‌توانيد بياييد و از نزديك شاهد امكانات بند نسوان زندان اوين باشيد."
"مرتضي الوندي"، رئيس اداره پژوهش سازمان‌ زندان‌هاي كشور نيز موارد مطرح شده مبني بر تبعيض جنسيتي در زندان را حقيقت محض ندانست، اما احتمال وقوع تخلفاتي را نيز در بعضي از زندان‌ها رد نكرد و اظهار داشت:"از لحاظ آمارهاي موجود در اداره‌ ما، خانم‌هاي زنداني بهترين وضعيت را دارند. هم از لحاظ سرانه فضاي فيزيكي و هم از لحاظ جسمي."
وقتي‌هم كه با مسئولان اوين از پنهانكاري‌هايي كه در هنگام بازديد انجام مي شود گفتيم،سليماني مجددا به خدا قسم خورد كه اين‌طور نيست:" براي ما هيچ فرقي نمي‌كند بازديدكننده يك خبرنگار باشد يا از سازمان ملل يا هر كس ديگر. ضمن آنكه در بازديد‌هاي رسمي تنها از 48 ساعت قبل از بازديد‌ها ما مطلع مي‌شويم. در عرض 48 ساعت چه بازسازي مي‌توان انجام داد؟ ما اوين را در سال 81 بازسازي كرديم و از آن زمان وضعيت زندان از زمين تا آسمان فرق كرده است. يعني اگر كسي در اين چند سال زندان را نديده باشد نمي‌تواند باور كند كه اينجا همان‌جايي است كه قبلا ديده است."
زناني كه به عنوان زنداني و نه بازديد كننده در اوين بوده‌اند، اما اين موضوع را از زاويه ديگري نگاه مي‌كنند و منظورشان از بازسازي فقط ساختمان‌هاي اوپن و بدون در نيست. به عنوان نمونه يكي از آنها كه بعد از آزادي با بند زنان در ارتباط بوده، از قول زنداني‌ها مي‌گويد : " در زمان بازديد خانم آرتورك گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه خشونت عليه زنان، بخش كودكان كه با بند زنان ادغام است را كاملا تخليه كرده بودند." و زنداني ديگري از حال وهواي بندهاي بازسازي نشده‌اي كه هيچ وقت درش بر روي بازديد كنندگان باز نمي‌شود، گفتني‌ها دارد. اين‌ها البته چيزي نيست كه بشود به راحتي اثباتشان يا حتي باورشان كرد. در تمام مدتي كه از زندان اوين بازديد مي‌كرديم، رئيس زندان اوين قدم به قدم همراهمان بود و گاهي مدير داخلي زندان نيز همراهي‌اش مي‌كرد. در داخل بند زنان هم، مدير بند و چند افسر نگهبان به اين گروه اضافه شدند. زنداني‌ها هم در هنگام بازديدهايي كه با حضور مسئولان زندان انجام مي‌شود، يا هيچ نمي‌گويند و يا فقط تشكر مي‌كنند و تنها شايد بتوان اميد داشت همانگونه كه رئيس اداره پژوهش سازمان زندان‌هاي كشور گفته: بازگو كردن اين موارد موجبات پيگيري مسئولان را فراهم كند و مثمر ثمر واقع شود.

چرا فونت مطلبت اینقدر ریزه؟

Post a Comment