« Home | می گیریم ، می گیریم ! حق مان را مي گيريم » | به نقض حقوق زنان اعتراض مي كنيم » | بمب گوگلي براي گنجي » | گنجي را از ياد نبريم » | این هم از انتخابات » | طاغی » | عطش » | وقتی که دلش هیچی نمی خواهد و هرچی از او پرسم می گ... » | مدیار را آزاد کنید » | زندگي در ميان عشاير »

راي من روزنه‌اي كوچك به سوي دموكراسي

فردا روز انتخابات است. اين چند وقته كارم شده بود كه بخوانم، بشنوم، سوال كنم و بحث كنم تا براي راي دادن يا راي ندادن به نتيجه برسم.
در اين روزها بين راي دادن و راي ندادن بارها رفتم و آمدم و هنوز هم دلائل منطقي براي راي ندادن دارم. اما راي مي دهم براي اينكه مي دانم دموكراسي يك پروسه است، كه فقط و فقط در يك حركت تدريجي و آرام محقق مي شود.براي اينكه نمي‌دانم اگر راي ندهم چه چشم‌اندازي در برابرم خواهد بود و هيچ يك از آنهايي كه از راي ندادن مي گفتند نتوانستند من را قانع كنند كه با راي ندادنم فرصت بيشتري براي تلاش و حركت خواهم داشت.
من فردا به پاي صندوق راي مي‌روم. نام مصطفي معين را بر روي برگه مي نويسم و در صندوق مي اندازم.
من به معين راي مي دهم براي اينكه فكر مي كنم با آمدن معين روزنه‌اي كه براي تلاش ما باز شده است، مسدود نمي‌شود.
من به معين راي مي دهم براي اينكه در ميان كانديدهاي موجود او تنها كسي است كه از حقوق بشر، برابري، آزادي، حقوق زنان و دموكراسي مي‌گويد و من خودم را مجاب كرده‌ام كه حرف‌هايش را باور كنم چون چاره ديگري ندارم.
اينقدر ساده لوح نيستم كه همه اين وعده‌ها را باور كنم و اينقدر هم تجربه دارم كه بدانم هيچ رئيس جمهوري نمي تواند در كوتاه مدت اين وعده‌ها را عملي كند، اما به معين راي مي دهم براي اينكه اميدوارم در زمان رياست جمهوري او فضايي براي تلاش جهت تحقق اين آرمان‌ها داشته باشم.
من به معين راي مي دهم براي اينكه نمي خواهم توسعه و پيشرفت را با نيروي اقتدار و لابي‌هاي پشت پرده به دست آوريم، چرا كه معتقدم اين شيوه حركت حتي اگر در كوتاه مدت ما را به سمت جلو حركت دهد، براي حركت بلند مدت ما مضر خواهد بود.
من به معين راي مي دهم چون معين نه يك فرد كه يك تيم است و كار حزبي و گروهي (هرچند آن حزب مورد تاييد من نباشد) گامي به جلو است.
مي‌دانم كه معين رئيس جمهوري قدرتمندي نخواهد بود، مي دانم آنان كه در برابر خاتمي ايستادند در برابر معين نيز ساكت نخواهند نشست، مي دانم كه روزهاي سختي را در پيش خواهيم داشت. اما نمي خواهم كه به خفقان و اقتدار راي دهم. نمي خواهم كه به دروغ و فريبكاري راي دهم.
اين تحليل برخي از طرفداران هاشمي را هم كه مي گويند دوران او دريچه اي به توسعه بود و عصر كيان و پيام امروز و آدينه و ... را هم قبول ندارم، چرا كه اعتقاد دارم راه دموكراسي از ميان عامه مردم مي‌گذرد و باز كردن دريچه‌هايي كوچك براي روشنفكران و نخبگان دردي را دوا نمي‌كند.
اما در دلم نه شور و شوقي است و نه اميدي به آينده. آنچه مي‌دانم اين است كه روزهاي سختي را در پيش رو داريم. روزهايي كه بايد چشمانمان باز باشد و گوش‌هايمان هوشيار .
من به معين راي مي دهم اما ديگر نه به او و نه به هيچ فرد ديگري اميد نمي‌بندم و يادم مي ماند كه دموكراسي و حقوق بشر فقط با تلاش خودمان محقق مي‌شود. با آدم‌هايي كه اعتراض مي‌كنند و در برابر نقض حقوق‌شان سكوت نمي‌كنند.
دلم مي‌خواست روز جمعه در خانه مي‌نشستم و در اعتراض به همه قانون‌هايي كه زيرپا گذاشته شده، در اعتراض به بسته شدن پي در پي روزنامه ها، در اعتراض به دربند كردن فعالان سياسي و اجتماعي، در اعتراض به ناديده گرفتن حقوق زنان در قانون و اجراي قانون، در اعتراض به وقايع كوي دانشگاه، در اعتراض به بازيچه كردن دموكراسي، در اعتراض به ..... راي ندهم. اما نمي‌شود، اما نمي‌توانم، چرا كه با خانه نشستن من هيچ كس اهميتي به اعتراضم نخواهد داد. من راي مي دهم تا بتوانم اعتراضم را طوري در روزنامه‌ها، سايت‌ها و خيابان‌ها فرياد كنم كه همه بشنوند.
اين روزها خيلي از افرادي كه طرفدار سر سخت تحريم بودند تصميم گرفته اند كه به پاي صندوق‌ها بروند و به معين راي بدهند. اگر اين اجماع از تحريم به راي دادن همچنان ادامه پيدا كند شايد راي‌هاي تك تك ما بتواتد روزنه‌اي باشد براي استمرار دموكراسي‌خواهي .
بقيه حرف‌هايي را كه حرف من هم هست
فرناز و خوابگرد نوشته اند. اين نوشته اميد را هم در باره
اعجاز رسانه های کوچک و چرا خانه نشینی روا نیست از دست ندهيد